برای مقام بایه بایه

 

تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من

همچو چراغ می جهد نور دل از دهان من


ذره به ذره چون گهر از تف آفتاب تو

دل شده‌ست سر به سر آب و گل گران من


از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مرا

تا چه شود ز لطف تو صورت آن جهان من


تاج من است دست تو چون بنهیش بر سرم

طره توست چون کمر بسته بر این میان من


مولوی

/ 0 نظر / 18 بازدید